رو به رویم نشسته است با موهای پریشان زیر شالی که با بی خیالی بر سر کرده و مینویسد...
دوست دارم که نگاه کنم ،دزدکی سرک میکشم بر روی کاغذی که زیر دستانش است اما انگشتر جید ِ
سبز رنگش نمایان تر از کلماتش است با آن دستان کشیده و ناخن های بلند ِقرمز رنگش فندکی بنفش
روشن میکند و دود را از میان لب هایش بیرون میدهد و چشمانش لبریز از اندوه میشود،همچنان
می نویسد دلم میخواهد صدایش کنم بانو...
اما انگار در دنیایی دیگر به سر میبرد که هیچ نمیشنود...گم شده است
در هیچ مطلق خیالش...دم نوش بهار نارنجش را مینوشد..شاید هم متولد ماهی است بهاری که آن
چنان با بهار نارج ها عشق بازی میکند و شاید هم در گیر تنهایی عظیمی است که جایش را هیچ پر
نمیکند.من فراموش کردم بخوانم که چه نوشت که من بازیگوش تر از آنم که تنها سرک بکشم به نانوشته
های در هم که نوشته بود و من هیچ نخواندم.غرق در نت های موسیقی با همان سیگار و بهار نارنج
تنهایش میگذارم که تو گویی اصلا در زمین نیست و هیچ گاه تعلقی به آن جا نداشته است و بودنش
تنها بودنی است محض از جنس خالص ِخاصِ بودن که تنها تر از آن بود که صدایم را بشنود...
ومن تمام راه فکر میکردم که چگونه میشد اندوه را از چشمانش زدود که بس سخت بود...
که آدمی بس سخت بود...
و من
صدا نزدم و من رفتم...
درد همه من است و من همه درد که اگر من نمی بودم درد هم نبود که زندگی همه درد است ،درد
زندگی،اگر زیستنی باشد که آن هم بعید است ...بعید... که هرچیز امکان دارد...
امکان شدن،بودن،رفتن...
من سال هاست که رفته ام...رفته ام...شاید هم سال هاست که تنها جا مانده ام...تنها؟
که همه با من بوده اند و من بی همه....
لبخند بر لب ...شاید هم سیگار بر لب....لب گشوده ام بر ناگفتنی ها که
گفتنی ها را گفته بودم پیش تر از این ها ...
مگر میشود لب گشود بر ناگفتنی ها که بس سخت بود ،سخت...که شاید من سخت بوده ام در گذر
این همه سال شاید هم گذر نکرده ام بر این سال ها...گذر باید کرد ...اما به کجا؟
مگر مکانی برای زیستن هم مانده است ؟ مگر زیستنی هم هست؟
که من همه دردم و درد همه من...
دوست تر میداشتم
میان هیاهوی گنجشک ها
میان درخت های بهار نارنج
در سرزمینی دیگر هبوط میکردم
اما
میلاد من
هبوطی است خاکستری
میان وسوسه ی بدویت ِ انسانی
و بی شک
یاد آور آن که حقیقت همیشه شکلی دیگر است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیوست: این جا یک تشکر به تمامی شما بدهکارم به شمایی که آمدید ،خواندید ،ماندید و یا رفتید
به خاطر حضورتان و بیش تر به خاطر آن که تک تک شما را دوست میدارم از بودنتان سپاس گذارم ...
باشد که باشید،بمانیم، دوست داشته باشیم...
من با شما زندگی ها کردم....به خاطر همه چیز ممنونم رفیق های ثانیه های من..
و